ديونه تو .....Divone You
  ديونه تو .....Divone You
سپاسگزاري دانشمند بر دانشش، به کار بستن و بذل آن به اهلش است . [امام علي عليه السلام]
منوي اصلي

[خـانه]

[شناسنامه]

[پست الکترونيــک]

 RSS 
 Atom 

[ورود به بخش مديريت]

آمار بازديد
47
کل بازديدهاي وبلاگ
56522
بازديدهاي امروز وبلاگ
47
بازديدهاي ديروز وبلاگ
94
اشتراک

نام:

ايميل:

 
نظر نما

بسمه تعالي ........... اين وبلاگ هر 2 روز در ميان با توجه به موضوعات و يا کلماتي که دوستان مي دهند شعر ها سروده مي شود . اميد وارم تا در کنار هم بتوانيم لحظاتي خوش را سپري نماييم .


www.divoneroozi.parsiblog.com
تقويم


لوگوي وبلاگ
ديونه تو .....Divone You
بايگاني بر اساس موضوع
گوناگون [103]
غم و جدايي [58]
عشق خاکي [46]
طنز [24]
هديه و هديه روز تولد [11]
عشق الهي [13]
براي خودم [28]
مناسبت‌ها [18]
افسانه و داستان [10]
سياست روز [6]
جانواران [2]
فلسفه
بچه‌هاي چت روم روزي [15]
آمار
ميوه‏ها
آمار وبلاگ و پيوندها

انجمن فردوسي [23]
شکوفا فيلم [37]
پارسي کام [111]
کلوپ سينماي ايران در سايت دوستان [172]
چت بزرگ دوستان [303]
چت روزي [230]
نقاش زبر دست [63]
<** بيز نت **> [70]
[آرشيو(8)]

موضوعات

Google


در کل اينترنت
در اين سايت

بيز نت در خدمت شما

اوقات شرعي
لينک دوستان

اميدزهرا
يه پرستويي که قلبش شکسته
يه دوست (( در باره امام ))
اي تک
غزل مامان2
نسيم صبا
شب جمعه
وبلاگ شخصي محمد جواد ايزدپناه
يه بچه مثبت فراري
The Best
چت روزي(بدون فيلتر) NEW
360.yahoo
آبشار مهر
irangroups.... ايران گروپس
نقاشي در اينترنت (NEW)
سرودن شعر هاي درخواستي
چت روم شلوغي با چت مستري خودم
اخبار مرورگر
غزل مامان
dokhtar iran zamin
N*A*H*A*L
دختر محجبه
به وسعت دنيا
فقط بخنديد
ديونه (( من نيستم ))
shadmehr
نيلوفر ابي
نگار17
آرام
PEYMAN...2P
کتاب مجاني WOW
از شير مرغ تا جون آدميزاد
از اعماق قلب من
اشک چشم
الهه راستگو

لوگوي دوستان





























جستجوي وبلاگ
 :جستجو

با سرعتي بي نظير و باور نکردني و اعجاب انگيز متن يادداشتهارا کاوايش کنيد!

موسيقي وبلاگ
اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
کل بازديدهاي وبلاگ
56522
بازديدهاي امروز وبلاگ
47
پارسي بلاگ
www.parsiblog.com

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + نيمه شعبان يکشنبه 27 مرداد 1387  ساعت 2:54 عصر


 


نيمه شعبان بر عاشقان مبارک باد


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + نامه‏اي به قلب سوخته سه‏شنبه 22 مرداد 1387  ساعت 6:10 عصر

 


سلام


خيلي سعي کردم تا شعري بگم يا احساساي را با وزني خاص بيان کنم اما نشد.


مي‏دونم که هرگز تو  نه اين مطلب را خواندي و نه قبل از اين ها رو.


اما براي خودم مي‏نويسم تا شايد روزي که با خواست اين قلب من بلغزد در ديدگانم قرار بگيرد و مانع از اين عمل شود.


افسوس که مي‏پنداشتم که دوستم داري اما گويي که دل در خانه ديگري داري و من هرگز دوست ندارم خانه‏اي را که تو با محبت با کسي ساخته‏اي را در درون قفس خودم به بند بکشم .


اين بود تمام اون چيزي که مي‏خواستم بداني. فراموشت کردم تا تو هم فراموشم کني


اما از تو متشکرم که به من قلم گرفتن را آموختي و ياد دادي تا چطور به پرواز دربيايم و در کلمات غوطه ور شوم .


باز هم متشکرم و خدا نگهدار


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + ثناي دل سه‏شنبه 8 مرداد 1387  ساعت 12:31 عصر


شاهد از درون برون کند ما چرا


دمي ز ابر ما شويم ز سرايت چرا


هر دمي بر بالاي اين بلنداي شوم چون


گذر کرد اين راوي من شدم تنها چرا


درد ز درون آمد و هجران يار مرا


درياب اين دل بي تاب من را اين بار چرا


در پهنه آسمان هر دمي من شوق پرواز دارم


در سوگ ياران اي دل ثناي تو ، آخر باز چرا


شوق ديدار رخ جانانه مرا عاشق کند


در اين باد زپهنه گيتي و باد فغان چرا


يا حق


******************


شعر در ثناي دل تقديم به علي رضا پاکرو از دوستان سايت دوره


******************


با تشکر از حضور شما سروران در اين کلبه درويشي


 


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + غبار عشق جمعه 4 مرداد 1387  ساعت 3:3 عصر


اشک بباريد


چشم تر شد


لب بخنديد


گونه هايم تر شد


باد بيامد


زلف يار ز رقص شد


رخش بشکفت


دلم ز سينه قند شد


گلي از سينه ام شکفت


قلب من تند شد


عشق روييد


و غبار غم پر شد


دل بگرفت


اندوه ز يش من شد


در تنهايي‏ام اينک


باز لبانم خشک شد


و من ماندم تا ابد


تنهايي که هم کلامم شد


يا حق


****************


شعر غبار عشق تقديم به گل هميشه بهار


****************


با تشکر از حضور شما عزيزان در اين کلبه حقير من


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + شعله خشم شنبه 15 تير 1387  ساعت 3:21 عصر

 


سينه بسوزد از وداع ياران


سنگ بخشکد در دل بيابان


آتش خشمم نعر مي‌کشد


از نا رفيقان


و اينک يک باران


است که مي‌تواند


شعله‌هاي خروشان نفرت مرا


به آرامي خاموش کند


و من را از آينده‌اي بد دور سازد


گاهي با خود فکر مي‌کنم


که بايد او را مي کشتم


گاهي به آن مي‌انديشم که بايد


او را نگاهي نمي‌کردم


و آرام از کنارش مي‌گذشتم


افسوس که چنين نکردم


اما او را به خداي احد و واحد واگذار کردم


تا بستاند آن حقي را که از من گرفته شد


و هما نا اين بهترين تصميم است


 


يا حق


 


شعله خشم تقديم به کسي که قلب آرام من را به آتش کشيد


 


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + مادرم سه‏شنبه 4 تير 1387  ساعت 7:23 عصر



نينواي ما امروز در سوگ مادر بيتابي مي‌کند


وصف ياد گلگون کفنان شور شيدايي مي‌کند


ياد دارم در آن روز گرم تابستاني


پيچيده تن مادر بر کفني از پا تا پيشاني


ز جاي زخمي بهر دياليزهايش


خون زده بيرون بر کفن گلگون‌هايش


با مادرم کردم وداع بر بالينش ز پاي تخت وي


آن زمان که بازدم برفت و نبود جاني زتن وي


من را دور کردند ز بالين مادر از در


بديدم ز درجي بيمارستان از آن بالاي در


دستگاه‌ها خاموش گشته هيچ کدام کاري نمي‌کرد


ملافه را پيچيده و رخ مادرم نغمه‌خواني نمي‌کرد


سفيد گشته چون گچ رخ مادرم


لب‌هايش کبود بود عرق آلود مادرم


من زخود بي تاب گشته غرق ماتم بودم


دل بيتاب من تنها و من در سوگ بودم


ولي افسوس برفت مادرم  روز بعد از روز مادر


من بماندم تا ابد تنها به دور از شادي در روز مادر


تقديم به روح مادرم


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + غمازه يار يکشنبه 26 خرداد 1387  ساعت 7:28 عصر

معشوق 


ز صد ديده گشته اين دل آشفته وصف کمالش


ز شور ليلي باز سرگشته ، شرحه شرحه در کنارش


چه خوش باشد آن زمزمه هاي کوتاه در پس کار


در کنار ميزم بنشسته و مي‌سازد کرشمه‌اي بهر نازش


وصف ما ز کرشمه ليلي نباشد هرگز


ز وجود درونش اين بگشت سرگشته آن کمالش


چون کند خود را پيراسته بهر نازي بر ما


اين دل تا کدامين روز تواند پنهان کند شور وصالش


درد من از طلب ترياک نيست از براي درمانم


بلکه اين دل شرگشته مانده اندر وصف خيالش


کاش روزگارانم اينگونه نبود و من کسي بودم


ز مال و منالي و عاشق سرتا پاي وجودش


افسوس که برفت آن وقت و دولت يار ما نيز پايان آمد


ديوانه تنها ماند و با يک دنيا غمازه ‌اي در هواي وصالش


يا حق


شعر غمازه يار تقديم به تو که ديوانه تو هستم


  نظرات شما  ( )

نويسنده مطالب زير:   امير مقدادي  

عنوان متن + سنتوري جمعه 13 ارديبهشت 1387  ساعت 3:55 عصر


رفيق من سنگ صبور غم‌هام


ز ديدنم بيا که امشب خيلي تنهام


تنهايي کابوس شوم است، درگرماي محبت


چون خزان برگ بهاري ، دربياباني بي سخاوت


زخم تنهايي، رفيق هر لحظه ماست


مرحم حرفايت تنها ترياک دل، سوخته ماست


کس نفهميد که چه حالي دارم


عجب دنياي بي رحم و با صفايي دارم


در خانه سرد و سوت و کور


تنها بيا اي تنها سنگ صبور


در کار دل جز رسم عاشقي،جايز مباشد روزگاران


که در حريم دو عاشق، هر گز نرويد ناسپاسان


کاش مي شد بخشکد،غم تنها زيستن


در شب سرد تابستاني، زغربتي سوختن


کاش لعل خوبان ز جام شوکرانم تو باشي


چنين در فقربودن اي يار، کاش هم کلامم تو باشي


در اين هواي زخم خورده، با تو من يک رفيقم


ز شور ساز آن فيلم سنتوري، من نيز با زخمش رفيقم


اي ديوانه تو اينک کوه درد باش


طاقت بيار و زير اين فشار چون مرد باش


ياحق


 


شعر سنتوري به درخواست


عليرضا و شيما عزيز سروده شد


 


 اگرچه اين دو عزيز مدتها پيش درخواست شعري براي فيلم سنتوري به کارگرداني داريوش مهرجويي خواسته بودند اما به دليل نداشتن حس مناسب از سرودن آن امتناع کردم که اميدوارم اين شعر مورد پسند اين دوستان قرار گرفته باشد.


 


با تشکر از حضور  گرم شما به کلبه آزاد و حقير من که تنها برگه‌اي است که مي‌توانم در آن آزادانه  احساساتم را نشان دهم که اميدوارم در اين خفقان نگارش کلبه حقير من آسيبي نبيند.


  نظرات شما  ( )

 

Powered by : پارسي بلاگ
Template Designed By : MehDJ

سايت تخصصي بيزينت در ايران

ADD FAVORIT